رازنوشتِ يــــه پسرهــــ
يكي از دوستام باهام دردودل ميكنه ديگه نميدونم بهش چي راهنمايي بكنم شما بگيين خســــــــــــــــــــــــته شدم اي خداااا اين مامانم خيلي رو اعصايم راه ميره يه چيزيم ميگم ناراحت ميشه ديگه دارم از ازدواج فراري ميشم ميترسم همه زنا عين اون باشن زندگي واسم خيلي سخت شده باوجود مادرم خيلي سخته كه عزيزترين كسات اذيتت كنن ازطرفي هم بعضي وقتا دلم براش ميسوزه هم خود آزاره هم مردم آْزار من بهش گفتم هرخانواده اي يه مشكلي داره اما بنظرم كافي نبود!!
نظرات شما عزیزان:
:
همش باجيغ ودادوتندي حرف ميزنه(حرف كه نه دستور ميده
) همش غرميزنه
ازهمه ناراحته وسرمنم مياد خالي ميكنه ديگه ازش متنفر شدم
دارم رواني ميشم هرروز دعوا داريم خيلي زن خشنيه
بيچاره بابامم مجبوره تحملش كنه!!!!!!!
ميخام ازينجا برم ازين خونه نكبت
هيچ سياستي هم نداره.....
دمت گرم در حد اتشفشان
پیش تنهای شیطون بیا جیگملم پشیمون نمیشی
اگه تبادلینکم خواستی فقط یه اشاره کن
توی نظر سنجیمم خوااهش وکنم بشرکتیااااااا
پاسخ:گاهي وقتا تحمل واسه آدما خيلي سخته اونم تو اين جور مواقع.من خودمم تاحالا با اعضاي خونوادم مشكل داشتم خيلي اوضاع سخت ميشه مشغله هاي ذهني دوره نوجووني از يه طرف فشار مياره اعضاي خونوادم از يه طرف.البته اين از خواص اين دوره هست
این رو مطمئن باش!
پاسخ:درسته!
نمیدونم فقط امیدوارم که این مشکل با گذر زمان حل شه!
پاسخ:منم اميدوارم مشكلش حل شه
پاسخ:چشم داناك خانوم مرسي كه رو مشكل بقيه حساسي..
Power By:
LoxBlog.Com |